|
جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش... به امید آزادی امام موسی صدر
| ||
|
مادر غلامتم مادر... روز مادر شده است و شیعیان دلشاد از شادی رسول اسلام و اینکه پیامبرشان دارای کوثری شده است که خار چشم کافران است و نور چشم عاشقان الله... جادارد که چند جمله ای را اختصاص دهیم به تفسیر دکتر شریعتی برای نام فاطمه(س) مجموعه
گفتهها و انديشهها و كوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي
بسيار، به اندازه اين كلمه نتوانستهاند عظمتهاي مريم را بازگويند كه:
“مريم، مادر عيسي است”. خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است. ديدم فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است. ديدم كه فاطمه نيست. خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است. باز ديدم كه فاطمه نيست. نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست. فاطمه، فاطمه است. ----------------------------------------------------- یادی هم کنیم از فرزندان رشید این بانوی گرام که هرچه درونشان بود عشق زهرا بود و بس! روز وصل دوست داران یاد باد یاد باد آن روزگاران یاد باد یاد پشت خاکریز جبهه ها یاد یاران عزیز جبهه ها یاد مجنون و شلمچه یاد هور یاد کارون و فرات و کرخه نور پیش هرنامی برادر بود و بس فاطمه در جبهه مادر بود وبس مادریش را چو باور داشتیم گرد خود صدها برادر داشتیم ----------------------------------------------- این وبلاگ اشعار توهین آمیز خواننده رپ فارسی ((شاهین نجفی)) را شدیدا محکوم می کند. به حضرت بقیه الله و تمام شیعیان تسلیت عرض میکنم. ای کاش ما زنده نبودیم و این ظلم ها را به ائمه نمیدیدیم. دست ما به جایی نمی رسد و انتظار می رود آنان که ذستشان می رسد اقدامی شایسته انجام دهند تا این مارهای زهرآگین دیگر این گستاخی و حماقت را تکرار نکنند. مرگ بر دشمنان اهل بیت، مرگ بر شاهین نجفی. ملتمس دعای شیعیان امیرالمومنین
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:41 ] [ مهاجر ]
نظر بزرگان راجع به دکتر شریعتی:
-------------------------------------------------------------- امام موسی صدر: احترامی که ما به دکتر شریعتی می گذاریم به خاطر اصالت فکری اوست . چرا که او و کسانی که این راه را می روند می توانند نیروهای عظیمی را که در حال حاضر در جهان راکد مانده است برانگیزانند !...چون خوب به افق می نگریم می بینیم که مردی به نام دکتر علی شریعتی ظاهر شده است که می تواند به خوبی انقلاب اصیل ، افکار اصیل و ایدئولوژی اصیل منطقه ما را توضیح دهد. ------------------------------------------------- شهید مطهری: برادر عزیز دانشمندم جناب آقای دکتر علی شریعتی، قلب خود شما گواه است که چه اندازه به شما ارادت می ورزم و به آینده شما از نظر روشن کردن نسل جوان به حقایق اسلامی امیدوارم. خداوند مثل شما را فراوان فرماید .انتظار می رفت که قبل از همه سفری به تهران بفرمایید و دوستان و ارادتمندان را دلشاد نمایید متاسفانه این توفیق برای دوستان حاصل نشد . امیدوارم توفیق زیارت عالی را پیدا کنم. ----------------------------------------------- آیت الله سید محمود طالقانی: خداوند همیشه اثار این شخصیت
و كتابهای اورا برای ما و برای جوانهای ما زنده تر بدارد بر شماست (خطاب
به جمعیت انبوه در دانشگاه تهران) كه در اطراف مطالب او ،مسائل او بحث
كنید،بیندیشید و همان راهی را كه او رفت –برای تبیین اسلام، یك اسلام
انقلابی و اجتماعی، نه یك اسلام فقط زهنی و سنتی كه همیشه داشته ایم، ادامه
دهید. تصویر خواندن نماز بر پیکر دکتر شریعتی توسط امام موسی صدر لازم به ذکر است که مزار دکتر در جوار حرم حضرت زینب قرار دارد در دمشق
--------------------------------------------- حال چرا خیلی ها از نظرات دکتر شریعتی و یا امثالهم میترسند. خب اگر منطقشان روشن است از چه میترسند؟ در خفقان که هیچ فکر مستحکمی شکل نمی گیرد تا یک زمانی میتوان جوانها را هرطور که خودتان خواستید رشد دهید اما بالخره به نور می رسند و از شما بیزار میشن . الان در زندانهای کشور ما خیلیها فقط به خاطر فکر کردن و ابراز اندیشه در زندانها به سر می برند در یک سلول یک در یک
هزینه فکر کردن در این جامعه زندان است و فریاد و هوار فانی و باقی و دیگران همه می گویند بگیریدش این چپ کرده نزاری حرف بزنه نزارید فکرش رو گسترش بده حالا خوبه که بر خلاف دین و اعتقاد نیست فقط سیاسیت آلوده این کشور [ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:2 ] [ مهاجر ]
شعر زیبایی از سعدی: مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یاشب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر ذلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سروکاری نیست درو دیوار گواهی بدهد کاری هست هرکه عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تورا بر منش انکاری هست نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس که چومن سوخته در خیل تو بسیاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟ همه دانند که در صحبت گل خاری هست من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود سروجان را نتوان گفت که مقداری هست عشق سعدی نه حدیثی ست که پنهان ماند داستانی ست که بر هر سر بازاری هست -------------------------------------------------- حدود یک الی دوسالی هست که یکسری پیامکها به دوستان ارسال میشه به تمسخر دکتر شریعتی. شاید وقتی میخونید یه لبخندی هم میزنید. اما حقیقت اینه که این پیامکها از جایی سرچشمه میگیره که مخالف نظرات دکتر شریعتی هست. همونکاری که تو لطیفه ها با اسم های : قضنفر، کلسوم، سکینه، فاطمه، عباس و... کردند با همان روش تخریب عده ای امروز می خواهند نام شریعتی را از آن احترام خارج کنند. فقط خواستم تذکری به دوستانی دهم که گاهی علاقه ای به این دکتر دارند. -------------------------------------- مرثیه شهید مصطفی چمران برای درگذشت مرحوم شریعتی: … اي علي! هميشه فکر ميکردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهي گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثيه ميخوانم! اي علي! من آمدهام كه بر حال زار خود گريه كنم، زيرا تو بزرگتر از آني كه به گريه و لابه ما احتياج داشته باشي!....خوش داشتم که وجود غمآلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نيِ وجودم را با هنرمندي خود بنوازي و از لابلاي زير و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آواي تنهايي و آواز بيابان و موسيقي آسمان بشنوي. ميخواستم که غمهاي دلم را بر تو بگشايم و تو «اکسير صفت» غمهاي کثيفم را به زيبايي مبدّل کني و سوزوگداز دلم را تسکين بخشي.
ميخواستم که پردههاي جديدي از ظلم وستم را که بر شيعيان علي(ع) و حسين(ع) ميگذرد، بر تو نشان دهم و کينهها و حقهها و تهمتها و دسيسهبازيهاي کثيفي را که از زمان ابوسفيان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمايانم.
اي علي! تو را وقتي شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن يافتم. قبل از آن خود را تنها ميديدم و حتي از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهي از غيرطبيعي بودن خود شرم ميکردم؛ اما هنگامي که با تو آشنا شدم، در دوري دور از تنهايي به در آمدم و با تو همراز و همنشين شدم. اي علي! تو مرا به خويشتن آشنا کردي. من از خود بيگانه بودم. همه ابعاد روحي و معنوي خود را نميدانستم. تو دريچهاي به سوي من باز کردي و مرا به ديدار اين بوستان شورانگيز بردي و زشتيها و زيباييهاي آن را به من نشان دادي.
اي علي! همراه تو به کوير ميروم؛ کوير تنهايي، زير آتش سوزان عشق، در توفانهاي سهمگين تاريخ که امواج ظلم و ستم، در درياي بيانتهاي محروميت و شکنجه، بر پيکر کشتي شکسته حيات وجود ما ميتازد.
اي علي! همراه تو به حج ميروم؛ در ميان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو ميشوم، اندامم ميلرزد و خدا را از دريچه چشم تو ميبينم و همراه روح بلند تو به پرواز در ميآيم و با خدا به درجه وحدت ميرسم.
اي علي! همراه تو به قلب تاريخ فرو ميروم، راه و رسم عشق بازي را ميآموزم و به علي بزرگ آنقدر عشق ميورزم که از سر تا به پا ميسوزم....
اي علي! همراه تو به ديدار اتاق کوچک فاطمه ميروم؛ اتاقي که با همه کوچکياش، از دنيا و همه تاريخ بزرگتر است؛ اتاقي که يک در به مسجدالنبي دارد و پيغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکي که علي(ع)، فاطمه(س)، زينب(س)، حسن(ع) و حسين(ع) را يکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکي که مظهر عشق، فداکاري، ايمان، استقامت و شهادت است.
راستي چقدر دلانگيز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان ميدهي که صورت خاکآلود پدر بزرگوارش را با دستهاي بسيار کوچکش نوازش ميدهد و زير بغل او را که بيهوش بر زمين افتاده است، ميگيرد و بلند ميکند!
اي علي! تو «ابوذر غفاري» را به من شناساندي، مبارزات بيامانش را عليه ظلم و ستم نشان دادي، شجاعت، صراحت، پاکي و ايمانش را نمودي و اين پيرمرد آهنيناراده را چه زيبا تصوير کردي، وقتي که استخوانپارهاي را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» ميکوبد و خون به راه مياندازد! من فرياد ضجهآساي ابوذر را از حلقوم تو ميشنوم و در برق چشمانت، خشم او را ميبينم، در سوز و گداز تو، بيابان سوزان ربذه را مييابم که ابوذر قهرمان، بر شنهاي داغ افتاده، در تنهايي و فقر جان ميدهد ... .
اي علي! دينداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفير کوفتند و از هيچ دشمني و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نيز که خود را به دروغ، «روشنفکر» ميناميدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبيدند و اهانتها کردند. رژيم شاه نيز که نميتوانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگري تو را مخالف مصالح خود ميديد، تو را به زنجير کشيد و بالاخره... «شهيد» کرد... .
يکي از مارکسيستهاي انقلابينما در جمع دوستانش در اروپا ميگفت: «دکتر علي شريعتي، انقلاب کمونيستي ايران را هفتاد سال به تأخير انداخت» و من ميگويم که: «دکتر علي شريعتي، سير تکاملي مبارزه در راه حقّ و عدالت را هفتاد سال به جلو برد»... .
-------------------------------------------- اللهم عجل لولیک الفرج [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:43 ] [ مهاجر ]
ای خدایی که شنیدن چیزی تو را از شنیدن چیزهای دیگر باز نمی دارد... ------------------------ گفتم دل و جان نثار راهت کردم هرچیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی این من بودم که بی قرارت کردم ------------------------ نکته ها چون تیغ پولادست تیز گر نداری تو سپر واپس گریز پیش این الماس بی اسپر میا کز دریدن تیغ را نبود حیا ----------------------- هیچ چی مانند آزادی برایم عقده نشده است... ---------------------- نفرت نفر ت می آورد و عشق، عشق --------------------- انسانها تاوقتی که از دیده یقین به پدیده ها نگاه می کنند، در گمراهی هستند. برای رسیدن به حقیقت هرگز نباید از موضع یقین آغاز کرد. موضع یقین بن بست همیشگی است. ----------------- خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دوصد لعنت بر این تقلید باد ----------------- موسی و فرعون در هستی توست باید این دو هست را در خویش جست ------------------- گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم نسبت نکن به غیر که اینها خدا کند ------------------ باید آهی کشید و صبر کرد... حرف نگفته را خون دل کرد و زجر کشید. کاش این همه تعصب خرج دین و اعتقاد و نماز می شد. شاید سر قبری گریه می کنند که در آن مرده ای نیست. مانند همیشه تاریخ... اسلام مظلوم تر از سایر ادیان. و مهدی فاطفه تنهاترین مرد دوران ها... و کشوری با 70 ملیون ولایتمدار که گوش به فرمان نایب بر حق امام زمان اند و میپندارند که امام زمان را از تنهایی در آورده اند. بگذریم... بحث در این جامعه خود کشی است... --------------------- اللهم عجل لولیک الفرج غریب ترین مرد تاریخ بیا... درد من فقط با ظهور تو مداوا می شود و نه با بودن یک نایب... گرچه این نایب بر حق کسی را کافی نیست. و در دل خود می دانند که خبری نیست که نیست. مرا سینه ای ده گشاده و قلبی صبور... ای امام من ای منجی من ----------------------------- بدرود [ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 9:35 ] [ مهاجر ]
دکتر چمران، رابطه قلبی عمیقی با امام صدر داشته است، رابطهای که ظاهرا از حد و مرز حسابهای این جهانی خارج است. فکر ميکنم بهترین توضیح را ميتوانیم از زبان خود دکتر چمران بشنویم. من فرازهايي از وصیتنامه ايشان را که خطاب به آقای صدر است، برایتان نقل ميکنم و تصور ميکنم روشنتر از این نميتوان چیزی گفت:
«وصيت ميكنم …
كسي كه وصيت ميكند، آدم سادهاي نيست. بزرگترين مقامات علمي را گذرانده، سردي و گرمي روزگار را چشيده، از زيباترين و شديدترين عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگي ميوه چيده، از هر چه زيبا و دوستداشتني است، برخوردار شده و در اوج كمال و دارايي، همه چيز خود را رها و به خاطر هدفي مقدس، زندگي دردآلود و اشكبار و شهادت را قبول كرده است. درود آتشين من به روح بلند تو باد كه از محدوده تنگ و باريك خودبيني و خودخواهي، بيرون است و جولانگاهش، عظمت آسمانها و اسماء مقدس خداست.
[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:48 ] [ مهاجر ]
امروز روز اشک است... روز زمزمه است... وای مادرم...
برای ما که شیعه مرتضی علی هستیم ، فاطمه الگوی بی همتاییست. مادر برای همیشه من را زیر سایه لطفت محفوظ بدار. این ما هستیم که به تو نیازمندیم این ما هستیم که هرروز در گناه و فتنه ها گرفتار می شویم. این ما هستیم که در لجنزار افتاده ایم و نیاز به کمک داریم. و این تو هستی که در دل ما نور امید را زنده می کنی و برای نفس کشیدن ما بهانه ای هستی. گر نگاهی به ما کند زهرا درد ما را دوا کند زهرا ------------------------------------------------------------ خوب شد شانه های سلمان بود، تا نیفتد امیرمان از پا دست هایش اگرچه می گردد، گوشواری نمیکند پیدا نغمه ی لا اله الا الله، می رود از غم شما بالا تو نماز خمیده می خوانی، مرد سجاده التماس دعا ------------------------- حجت الله الغائب، انتقم یا منتقم العجل یا بقیه الله یابن زهرا آجرک الله [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 8:43 ] [ مهاجر ]
محمود احمدی نژاد
مردی که با آمدنش قهرمانی شد برای ایرانیان و میگفتند مستضعفین جهان سال 83 برای تاریخ سیاسی این کشور تکرار نشدنی بود. کاندیداهایی آمده بودند، یکی از یکی انقلابی تر و بعضی را می گفتند ولایتی تر هاشمی، رضایی، قالیباف، لاریجانی و... اما در میان اسامی نامی غریب دیده می شد. محمود احمدی نژاد... فقط میدانستیم شهردار تهران است و استاندار اردبیل بوده(زمان هاشمی) بگذریم... در پایگاه بسیج به ما میگفتند به قالیباف رای دهید. پوسترهایش را میداند تا به دیوارها بزنیم. ما را از طرف ناحیه به سخنرانی های سردار می بردند و میگفتند نظر رهبری به قالیباف است. (دیدی که وقتی میخوان یک نفر رو خوب نشون بدن چیا میگن؟؟؟؟ ولایتی و جبهه رفته و رفیق شهدا و نماز شب خون و پیرو خط امام و حامی ولایت و از این حرفا)
اما ما کس دیگری را دوست داشتیم... در جامعه عده ای دیگر می گفتند نظر رهبری به احمدی نژاد است. و ظاهر قضیه هم همین را میگفت... ساده زیستی در عکسها و تبلیغات محمود بود لباسهای کهنه، پوشیدن لباس مامور شهرداری ... نشستن سر سفره نان خشک و...
(چقدر ساده.. آخی... یادش بخیر...)
(چقدر مظلومانه نشسته برخلاف الان که ...)
(واقعا این عکسا همه اتفاقی افتاده یا هماهنگ شده باهاش؟؟؟) عده ای دیگر می گفتند مهم این است که هاشمی حذف شود. میگفتند رهبر مظلوم است و هاشمی دل رهبر را خون کرده!!! محمود را زیاد نمیشناختم فقط یک بار او را دیده بودم واقعا جالب بود... کارهایی که می کرد از او برای همه یک مرد آرزوها ساخته بود داخل پرانتز این را بخوانید... در يك شب باراني دكتر احمدي نژاد (استاد دانشگاه و شهردار تهران) در حالي كه عازم منزل بود با آب گرفتگي جوي آب مواجه مي شود، از خودروي قديمي مدل 53 پياده مي شود، آستين ها را بالا مي زند و با دست گل و لاي ها را از كانال ها بيرون مي كشد. ü حقوق شهردار تهران ماهيانه دو ميليون تومان است كه دكتر احمدي نژاد از روز اول خدمت در شهرداري تهران، هيچ حقوقي دريافت نكرده و زندگي خود را از طريق تدريس در دانشگاه مي گذراند ü دكتر احمدي نژاد پس از شهردار شدن، دريافت سود عوارض شهرداري از مردم را به دليل ربا بودن آن، متوقف كرد. دكتر مي گويد: «نمي خواستيم اسلام را با حرام جلو ببريم». ü ۲۷ سال است كه در يك منزل يك طبقه در محله نارمك خيابان تهران نو سكونت دارد، پس از شهردار شدن هم حاضر به زندگي در منزل متعلق به شهرداري كه پنج ميليارد تومان قيمت گذاري شده است، نشد. دكتر مي گويد: «بيچارگي و ذلت مسلمين از زماني شروع شد كه سردمداران آنان كاخ نشين شدند.» ü او ناهار را از منزل مي آورد، خودش مي گويد:«چه لزومي دارد هر روز سفره هشت رنگ در شهرداري پهن شود آن هم با پول مردم.» ü حرف هاي دكتر هم شنيدني است؛ او مي گويد: ü بهانه مي آورند كه دست دولت براي حل مشكلات مردم خالي است، اگر دولت پول ندارد سازمان ها و شركت هاي دولتي هزينه برج هاي ده ها ميليارد توماني را از كجا تامين مي كنند؟! ü هيچ حرص و ولعي براي به دست آوردن مسئوليت نداريم. در مسير انتخابات هم آراميم، دنبال هزينه كردن نيستيم. اگر يك نفر با دست خودش چيزي بنويسد و پشت شيشه مغازه اش بچسباند، چون از وجود بر مي آيد، در عالم اثر دارد و از هزاران پوستر رنگي بزرگ بيشتر اثر مي گذارد ü پيشرفت كشور به تعداد سدها و پل ها نيست، به انسان هايي است كه مي توانند سد، پل و كارخانه بسازند. ü جوانان، رياگريزند نه دين گريز. آنها از كساني كه به نام دين، خلاف آن را عمل مي كنند، بيزارند. بگذریم... می گفت.. پول نفت را سر سفره میاورم می گفت... انرژی هسته را برای مصرف برق ایجاد می کنم می گفت... بیکاری و مشکل مسکن را ریشه کن می کنم و هزاران وعده انتخاباتی دیگر... خلاصه رای دادیم و رای آورد... بیش از همه میگفتند رهبری خوشحال شده.
خودش هم میگفت جنس حمایت من از این دولت با بقیه فرق دارد. گرچه از سال89 به بعد دیگر حمایتها کمرنگ شده اما تا آن سال در هر دیدار و جلسه دولت را خجالت زده می کرد از حمایتهایش. مصباح در دیدار با احمدی نژاد گفت:
رای آوردن شما خواسته حضرت بقیه الله بود.(کلیپ تصویری در اینترنت یافت می شود) به جز مصباح... اشخاص دیگری همچون پناهیان... سید احمد خاتمی... صدیقی... حاج منصور ارضی... سعید حدادیان و... نیز خوشحال شدند. بماند که آنروز با افراط از احمدی نژاد حمایت می کردند و حالا با تفریط تخریب می کنند. مانند من باز هم بگذریم... رسانه هم به کمک او آمد و از او یک سوپرمن واقعی ساخت... می گفتند در دنیا تحول ایجاد کرده... ایران را عزیز کرده... ما که ندیدیم... یعنی تلوزیون می گفت هست وما به صدا و سیما اعتماد داشتیم اما با گذر زمان و آگاهی بیشتر فهمیدیم داستان چیست کم کم داشتم به خودم میامدم... ازاینکه ملاک انتخابم چه بود... اما رسانه و اطرافیان اجازه فکر کردن نمی دادند و تشویق می کردند به دفاع می گفتند آقا داره دفاع میکنه از طرفی می گفتند معصوم نیست و از طرفی کوچکترین اشتباه را بر نمیتافتند. تا سال 88 هم به همین منوال پیش رفتم... اما جلوی حقیقت را نمی شد گرفت... ادامه دارد.............. [ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 11:15 ] [ مهاجر ]
بسم الله الرحمن الرحیم برادر عزیزم جناب آقای وحید یامین پور
فورا مطلب را به نقطه نهایی برسانم که وقت گرفته نشود. در تصور من انسان آزاده و بدون تعصبی بودی. مقاله ات را در روزنامه ایران خواندم و بسیار متاسف شدم. به خوبی دریافتم که تو نیز مانند خیلی ها ذوب شدی و ناآگاهانه مطالبت را بیان میکنی و افتخار میکنی از اینکه عده ای برای تو کف میزنند. سخنانت برای عده ای خوش یود و شاید به تو نشان ها و مقامات خیالی نیز بدهند. اما سعی کن برای دلخوشی کسی لغو به زبان یا به قلم نیاوری.
مهم نیست راجع به علی مطهری چه نوشتی... برای اثبات عقیده ات خیلی دست و پا زدی و متاسفانه متعصبانه به علی مطهری تاختی گفته بودی افرادی در شمال شهر به علی مطهری رای دادند. من به خوبی میدانم منظور تو از شمال شهری ها چیست!!! در ذهن تو و دوستانت کسانی که از دین خارج شدند و نجس هستند، شمال شهری خوانده می شوند برایت متاسف شدم. بیشتر برای خودم که دوستت داشتم برای نگاه بدون تعصبت. اگر برایم قابل احترام نبودی هرگز این مطالب را نمی نوشتم. متاسف شدم که طاقت دیدن حتی یک مخالف را هم ندارید. متاسف شدم که به رای دهندگان به علی مطهری توهین کردی متاسف شدم که برای خوش آیند عده ای دروغگو سخنان نسنجیده زدی متاسف شدم که مقاله ات را در روزنامه ایران خواندم روزنامه ای که هرروز ده ها دروغ را به خورد جامعه می دهد. به هرحال دوست نداشتم تو را اینگونه ببینم. علی مطهری یک نفر است در برابر سیل عظیم هواداران دولت. شما که تاب مقابله با او را ندارید باید هم اینگونه بر تو هجوم برید و او را از صحنه حذف کنید. من و تو کوچکتر از آن هستیم که بخواهیم خود را در دعوای بزرگترها دخالت دهیم. بیا و خود را آلوده نکن هرچند شهرت راه بازگشت را بر انسان می بندد، اما هستند کسانی که متفاوتند با دیگران... سخنانم پراکنده بود و شاید از دید شما گزاف... اما هرچه بود حرف دل بود... یافتاح [ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:6 ] [ مهاجر ]
سردار رادان: فرهنگ مردم به سمتی رفته است که استفاده از ماهواره کمتر شده است.
خود گویم و خود خندم و خوشحالم از این حال... ------------------------------ به به به این سردار عزیز، آفرین به این مردم خوب و با فرهنگ.. حالا این عکسا نشون میده مردم چقدر با فرهنگ شدن!!! شاید بدون شرح...!!!
تو خونه نشستی یدفعه یکی از پنجره میاد تو میگه دالی
چه میشه گفت... وقتی یه سردار اینطوری با پررویی میاد دروغ میگه ، از مردم چه انتظاری میره... ------------------------------------------- البته دراین چندسال از این دروغا زیاد گفته میشه... مثلا اینکه: ماهرروز داریم به اسلام نزدیکتر می شیم و ... چرا باید برای زنده نگه داشتن خودمون اسلام رو بد جلوه بدیم؟؟؟ آیا واقعا داریم به اسلام نزدیک میشیم؟؟؟ ما فعلا داریم به بداخلاقی نزدیک میشیم به سیستم بد تربیتی به ابتذال وفساد بیشتر حتما من دارم سیاه نمایی میکنم؟؟؟ حتما شما چیز دیگه ای میبینید. خدا من رو شفابده خدایا این اسلام چقدر غریب و مظلوم هست!!! ------------------------------------------ به راستی که گفته اند: الناس علی دین ملوکهم(مردم به دین مالکان یا حاکمان خود هستند) ---------------------------- اللهم عجل لولیک الفرج [ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 10:48 ] [ مهاجر ]
این شعر زیبا حرف دل است... اگر پسند و اگر ناپسند، میگویم
نگفته
بودم و اینک بلند میگویم شکوه قریه نخواهد شکست، میدانم که نان گندم اگر نیست، بذر گندم هست
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 10:1 ] [ مهاجر ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||